۱- در کارتهای ورود به جلسه، ساعت شروع آزمون را راس 8 نوشته شده بود. اما امتحان ساعت هشت و پنجاه دقیقه آغاز گردید.
۲- در ابتدای جلسه 5 یا شش نفر که آشنایی قبلی داشتند و پیش از آن هماهنگی کرده بودند ترتیب شماره صندلیها را به هم ریختند تا در کنار هم باشند. گرچه مراقب اتاق، هنگام توزیع اولین سوالات آزمون متوجه این اختلاف شد، اما عملا هیچ واکنشی نشان نداد.
۳- با شروع امتحان ماهیت اصلی برخی از داوطلبان دکتری! آشکار گردید. معلوم بود که خیلی ها به امید تقلب پا به عرصه امتحان گذاشته بودند و از قبل برای این کار برنامه ریزی کرده بودند! تقریبا 50 درصد افرادی که در اتاق ما بودند تقلب می کردند. من از ردیفهای آخر بخوبی اتاق را رصد می کردم. تقلبی فجیع و نادر. در عمرم تقلبی به این گستردگی آنهم در آزمون دکترا ندیده بودم.
عده ای با هم برگه عوض می کردند. یکی برگه از دستش می افتاد روی زمین. پشت سری آن را بر می داشت برای خودش! بر می گشتند و به راحتی با هم مشورت می کردند. به بهانه دستشوئی اما در واقع برای مبادله تقلب بیرون می رفتند. خانمی که مراقب بود هیچ صلاحیت و همتی در برقرای نظم نداشت. گاهی هم به عینه کاهلی و سستی می کرد. یکبار برگه تقلب یک از دانشجویان را به طور اتفاقی دید. تنها واکنشش، گرفتن آن کاغذ از دست داوطلب بود. بار دوم هم برگه ای را از داوطلب گرفت که در آن پاسخها را نوشته بود و قرار بود بیندازد روی زمین تا دوست پشت سری اش آن را بردارد! خانم مراقب این بار هم به آسانی از کنار ان گذشت!
۴- یکی از این متقلبان ماهر فردی عینکی بود که موهای تقریبا فری هم داشت. موقع ظهر، بین دو جلسه آزمون او را دیدم. به او گفتم :"شما با تقلبهایی که در جلسه صبح انجام دادید، حق کسانی را که مطالعه کرده بودند ضایع کردید". انگار که کاری بسیار معمول و عادی انجام داده باشد، طلبکارانه گفت: " مگر شما تقلب نکردی؟ گفتم: نه! گفت: پس خیلی اشتباه کردی! من پارسال حتی برای مصاحبه رفته بودم... گفتم: لابد پارسال هم همینجوری تقلب کرده بودی؟ ...

۵- معمولا در آزمونهای دکتری، که در دو نوبت صبح و عصر برگزار می شود، تمهیداتی برای استفاده داوطلبان از غذای رستوران با قیمت آزاد دیده می شود. در این آزمون هیچ خبری از ناهار نبود. به یکی از مسئولان گفتم. بوفه را نشانم داد. آیا می شود غذای دو هزار نفر داوطلب آزمون دکتری را از ساندویچ ژامبون بوفه داد؟ بعد که از حوزه امتحانی خارج شدم دیدم برخی از داوطلبان در روی سبزه های کنار بزرگراه آهنگ مشغول استراحت و خوردن ناهار هستند. تصور کنید که در جایی زلزله بیاید و عده ای آواره کنار خیابان اینجا و آنجا هریک ظرف یکبار مصرف جلویش باشد و یا ساندویچی در دهانش بجنبانند. رهگذران چه خواهند گفت؟ اینها دکترهای آینده مملکتند!
هزینه ثبت نام در آزمون دکتری 65 هزارتومان، پذیرائی با بیسکویت 100 تومانی و پارچ آب!
۶- همچنین در اینگونه آزمونهای دو نوبته، جایی هم برای استراحت داوطلبان در نظر گرفته می شود تا آنها بتوانند در این 4 ساعت فاصله بین دو شیفت امتحان صبح و عصر استراحت کرده و با تجدید قوای ذهنی خود، آزمون موفق تری داشته باشند. البته اگر کیفیت آزمون مد نظر باشد. در اغلب دانشگاهها از مساجد و نمازخانه ها برای این منظور استفاده میشود. متاسفانه در جایی که بودیم حتی نمازخانه دانشکده را هم برای آزمون صندلی چیده بودند! برای اقامه نماز دو فرش 3 در 4 در زیر زمین ساختمان پهن کرده بودند تا آنهمه داوطلب نماز خود را در آن تنگنا و فشار نماز بخوانند. برخی از داوطلبان دختر و پسر هم از فرط خستگی، در همان جای کوچک لنگهایشان یا خودشان را دراز کرده بودند تا استراحتی کنند!
۷- نکته بعدی خساست مسئولان برگزاری آزمون بود. هزینه ثبت نام در آزمون دکتر امسال دانشگاه آزاد حدود 65 هزارتومان بود. پذیرائی جلسه صبح آزمون که 4 ساعت طول کشید تنها با یک بیسکویت 100 تومانی انجام گرفت. فردی هم هر دو ساعت یکبار در بین کلاسها می چرخید تا با پارچ آب تشنگی داوطلبان را رفع کند! نمی دانم آیا در برنامه ریزی مرکز آزمون دانشگاه آزاد هم برای پذیرائی در شیفت صبح همین سقف 100 تومان در نظر گرفته شده بود یا اینکه مبلغی بیشتر بوده و در بین را ه به یغما رفته بوده است! از چگونگی پذیرایی شیفت عصر اطلاعی ندارم. گرچه این نکته در مقابل سایر مشکلات چندان اهمیتی هم ندارد!
۸-مشکل بعدی در نحوه توزیع سوالهای هر آزمون بود. سوالات هر درس جداگانه در اختیار داوطلب قرار می گیرد. حال اگر کسی برای پاسخ گویی به سوالات درس خاصی آمادگی نداشته باشد باید تا پایان وقت آن درس بیکار بنشیند. حال فرض کنید در آزمون نوبت صبح که برای سه درس اول(یک ساعت)، دوم (دوساعت) و سوم (یک ساعت) برگزار می شود فردی در دو درس اول آماده نباشد و بخواهد تنها به سوالات درس سوم جواب دهد. تکلیف چیست؟ آیا باید سه ساعت، ساکت و ساکن روی صندلی اش بنشیند تا برگه سوالات درس سوم توزیع شود؟
۹- به دلایلی قید آزمون نوبت عصر را زدم. کارتم را دادم به یکی تا بدهد به مراقب. برگشتم منزل و تخت گرفتم خوابیدم.
مرتبط:
انعکاس این مطلب در سایت آینده نیوز
نوید خالدی یک داوطلب دیگر نیز گفته های مرا درباره تقلب تایید می کند. ایشان در بقیه موارد اظهار نظری نداشته است.
